{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم به گوشه‌ای بنشینم

گفتم به گوشه‌ای بنشینم
ولی دلم
ننْشیند از کشیدنِ خاطر
به سوی دوست..

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانن...

در حالِ دوست داشتن تواَم مثلِپیچکِ بی دیوار #فروغ_فرخزاد

حالا که ...دستم از دست هایت کوتاه است آغوشم از آغوشت دورمراق...

با خــودم گفتم ڪه آیا دوستش دارے هنــوز؟ناگهان ابرے شـد و عش...

بیا...ای خسته خاطر دوست!ای مانند مندلکنده و غمگین...من اینجا...

آدما هرچی بزرگ تر میشن عاقل تر میشن تجربه میکنن ولی متاسفانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط