{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خیابان دیدمش

در خیابان دیدمش
با کوله از بار سنگین زباله ها بر دوشش
گقتم ببین اسمت چیه?
بی اعتنا مسیرش را عوض کرد
گفتم :با توهستم اسمت چیه?
گفت:چه فرقی میکند ,فکر کن علی ناصر قاسم ممد یا حمید
راهت را بگیر و برو
نامم هر چه هست نام خانوادگیم سیه روز است
نگاهش کردم
و اهسته از کنارش گذشتم
دیدگاه ها (۵)

تشنه بودم با خوشحالی رفتم طرف اب سرد کناما لیوانی نبود به خد...

تبریک زغال و تنباکو و قلیان هم جز صنایع دستی شد

و خدا ادم را افرید و از روح خود در او دمیدولی نمیدانم چرا تم...

همه می ایند و میروندبی اعتنا به باربری خستهخسته از این همه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط