{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و چه اندازه درد دارد " بیداری " !

و چه اندازه درد دارد " بیداری " !
در روزگاری که جوانه ها زنده به گور می شوند ،
و شکوفه ها از ترسِ زمستان ،
نمی شکُفند ...
دلم خوابی عمیق می خواهد و
وجدانِ زخمی ام
بیداری اش می آید !
تمام دشت را هم که آتش بزنند
بهار متوقف نخواهد شد !
و من
با تمامِ عذاب
این شب ها را ؛
بیدار خواهم ماند ...
نمی خواهم صبح که شد
شبیهِ احمق ها
خواب مانده باشم !!!
دیدگاه ها (۲)

پنج شنبه ... کبوترِ دلمبه هوای گندمِ موهای تو لبِ دیوارِ خیا...

تنهایــــــــی من...تقدیر ﻣــَـــﻦ نیـــس!ترجیـح منــه! ﻣﻦ ن...

فکر تو دریاست و من شنا نمی‌دانم

زنهـا زود پیــر می‌شـوند، می‌دانیــد چــــرا؟ ❗ ️چون عروسک ب...

گاهی عشق شبیه نبرد نیست، شبیه ماندن است...شبیه آن آدمی که نم...

«Forbidden Gaze»« نگاه ممنوعه »گاهی خطرناک‌ترین عشق‌ها…درست ...

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۹: در آستانه‌ی خلاءقلعه با صدایی مه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط