{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تحمل کــه گذشتـــم به تحمل خوردم

از تحمل کــه گذشتـــم به تحمل خوردم

دردم این‌بود که‌از یار خودی گل خوردم

#سید_مهدی_موسوی
دیدگاه ها (۲)

انساندلش میخواهد که درکش کنندبیشتر از آنکه دوستش داشته باشند

شمع به کبریت گفت:از تو میترسم تو قاتل منیکبریت گفتازم نترساز...

آمـــدی قصه ببـافی کــه مـــــوجه بــــرویدر نزن رفته‌ام ازخ...

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آبدر دلم هستی و بین من و تو ف...

اگر این تجمعات نبودالان به جای صدای باند خودیباید صدای گلگله...

صبح هست و دل به دلدار و یار کنار یار، در این دیار می خندد، ش...

عذرخواهی این دلقک حقیر را بپذیرید چون موقعی که زور دختر بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط