آتشی از عشق تو در قلب ما افتاده است
آتشی از عشق تـو در قلب ما افتـاده است
بیخبرهستی که معشوقت ز پا افتاده است
چهره برگرداندی و از دیده پنهـان گشته ای
بر تمـاشـای تـو کارم بر دعـا افتاده است
بس که درچشمم زده یخ اشک سرد بیکسی
حنجرم خشکیده دیگر از صدا افتاده است
غیـر گـریـه نیست پیـدا در دل آیینه ها
صد ترک از غصه بر آیینه ها افتاده است
رفتی و پشت سر تـو ایـن نگاه خسته ام
منتظـر بـر امتـداد جـاده ها افتاده است
ازغمت چون شمع میسوزم و از فریاد من
آتشی بر سینه ی پـروانـه ها افتاده است
بهـر درمـان غـریبـه یـار هـم راضی نشد
بخت بـد بنگر چگونه از بها افتـاده است..
بیخبرهستی که معشوقت ز پا افتاده است
چهره برگرداندی و از دیده پنهـان گشته ای
بر تمـاشـای تـو کارم بر دعـا افتاده است
بس که درچشمم زده یخ اشک سرد بیکسی
حنجرم خشکیده دیگر از صدا افتاده است
غیـر گـریـه نیست پیـدا در دل آیینه ها
صد ترک از غصه بر آیینه ها افتاده است
رفتی و پشت سر تـو ایـن نگاه خسته ام
منتظـر بـر امتـداد جـاده ها افتاده است
ازغمت چون شمع میسوزم و از فریاد من
آتشی بر سینه ی پـروانـه ها افتاده است
بهـر درمـان غـریبـه یـار هـم راضی نشد
بخت بـد بنگر چگونه از بها افتـاده است..
- ۱.۴k
- ۰۷ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط