{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من با توأم ولی تو حواست به دیگری ست

من با توأم ولی تو حواست به دیگری ست
نفرین به رسم تو اگر این شیوه دلبری ست
"قربان آنکسی که زبان و دلش یکی ست "
آیینه بودن است که رسم ِپیمبری ست
چشم و چراغ ِ روشن این دوره گرد را
خاموش کردنش به نگاهی ، ستمگری ست
لشکر نکش به سینه ی تنگ غریبه ها
این شهر در محاصره ی ساده باوری ست
نفرین به جنگهای صلیبی که همچنان
مثل ِجنون عشق من و تو سراسری ست
با من غریبگی نکن ای ماهتاب من
معجون چشم های تو افیون ِ کافری ست
"تا خاک را به یک نظرت کیمیا کند "
چشم تری که در صدد دادگستری ست
چون قهوه های ترک قجر بغض می کنی
گرچه زبان مادری ِ هردومان ، دری ست





سید مهدی نژادهاشمی
دیدگاه ها (۳)

زندگی یک چمدان است که می‌آوریشبار و بندیل سبک می‌کنی و می‌بر...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستمدسته کم هر دو سه شب سیر به ...

زندگی یک چمدان است که می‌آوریشبار و بندیل سبک می‌کنی و می‌بر...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

تومور 2 (علیرضا آذر)زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط