{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫
𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁸

صدای اولین پرنده‌ها هنوز در جنگل نپیچیده بود. هوا تاریک بود و مه غلیظی میان درختان حرکت می‌کرد. تهیونگ و جونگکوک بدون کوچک‌ترین صدا از میان مسیرهای فرعی اردوگاه دور می‌شدند. هر قدم... آن‌ها را از ارتش روسیه دورتر می‌کرد و به جایی می‌برد که هیچ‌کدام نمی‌دانستند چه چیزی انتظارشان را می‌کشد.

...

بعد از حدود یک ساعت راه رفتن.....جونگکوک بالاخره سکوت را شکست.
جونگکوک : پس واقعاً این کار رو کردی؟!
تهیونگ : چی؟
جونگکوک : فرار....
تهیونگ مکث کوتاهی کرد
تهیونگ : آره
جونگکوک با ناباوری سر تکان داد

....

چند دقیقه بعد....صدای موتور از دور شنیده شد. تهیونگ سریع دست جونگکوک را گرفت و هر دو پشت درخت بزرگی پنهان شدند. چند خودرو نظامی از جاده‌ی دورتر عبور کردند. جونگکوک آرام نفسش را حبس کرده بود و دست تهیونگ هنوز دور مچش بود. وقتی خودروها دور شدند، هر دو هم‌زمان متوجه شدند. تهیونگ سریع دستش را عقب کشید.
تهیونگ : باید بیشتر مراقب باشیم
جونگکوک فقط نگاهش کرد و این بار چیزی نگفت

...

چند ساعت بعد...خستگی کم‌کم خودش را نشان داد.
تهیونگ : استراحت می‌کنیم
جونگکوک : نه، هنوز به اردوگاه خیلی نزدیکیم
تهیونگ : نه اونقدری که بتونن پیدامون کنن
جونگکوک که دیگه حوصله بحث نداشت کنار درخت نشست و تهیونگ هم رفت تا برای آتش هیزم جمع کنه

......

اون شب.... کنار آتشی کوچک نشستند. دیگر سکوتشان مثل روزهای اول سنگین نبود. جونگکوک به شعله‌ها نگاه کرد.
جونگکوک : می‌دونی عجیب‌ترین چیز چیه؟
تهیونگ نگاهش کرد
تهیونگ : چی؟
جونگکوک : چند روز پیش، مطمئن بودم تو خطرناک‌ترین آدمی هستی که دیدم ، ولی الان....نمی‌تونم همون‌طوری ببینمت
تهیونگ چیزی نگفت . هر دو می‌دانستند...مرزی که بینشان بود، دیگر مثل قبل محکم نیست اما هنوز هیچ‌کدام جرئت نداشتند اسم چیزی را که بینشان شکل می‌گرفت، بگویند.

....ادامه دارد
دیدگاه ها (۶)

کمپانی نویسندگی زدم 🌚🎀بیاید عضو شیددددددددد@red_company100

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁷ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. چند افس...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁶صبح روز چهارم...بعد از ساعت‌ها پیا...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁵سه روز گذشته بود. سه روز از زمانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط