{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنم

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنم
روبه روی چشمهای تو غزلخوانی کنم
شعر فروردینی و اردیبهشتی منع کرد
گفت باید نسخه را پاییزوآبانی کنم
اوخودش تاکیدکرده محضرچشمان تو
دیده راوقت سرودن خیس وبارانی کنم
تا که من بهره برم ازگرمی آغوش تو...
برخی از قافیه ها را من زمستانی کنم
گفت باید سرزده راهی شوی درخانه ام
من تو را بی دعوتی دعوت به مهمانی کنم!!!!!
.
یک غزل کافیست آن را سر ببرم بهر تو
من همان یک راس را پای تو قربانی کنم
گفت بایدروبه روی تو بریزد خون او...؟!!
قبله ام یعنی شوی تو،نامسلمانی کنم....
.
پس بیاای قبله ی من تا بخوانم یک دعا
روبه روی چشمهای توغزلخوانی کنم...
دیدگاه ها (۹)

خنده های لب تو باز گرفتارم کردغمزه فرمودی و چشمان تو بیمارم ...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

شاید این جمعه بیاید شاید.........

شبتون اروممممممممممم

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی کن...

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی کن...

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی کن...

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی کن...

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنم روبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط