{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسبهای چوبکی

بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسبهای چوبکی خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن ماناترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد و چاپلوس روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود باوجود سوز و سرمای شدید ریزعلی پیراهن از تن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستانمان از آه بود برگ دفترها به رنگ کاه بود همکلاسی های درد و رنج و کار بچه های جامه های وصله دار بچه های دکه سیگار سرد کودکان کوچک اما مرد مرد کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود کاش می شد باز کوچک می شدیم....
دیدگاه ها (۴)

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

بازگرد ای خاطرات کودکی / بر سوار اسبهای چوبکیخاطرات کودکی زی...

بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسبهای چوبکیخاطرات کودکی زیبا...

این شعر آدم رو کجا میبره؟!بازگرد ای خاطرات کودکیبر سوار اسب...

بازگرد ای خاطرات کودکیبر سوار اسبهای چوبکیخاطرات کودکی زیبات...

:این شعر ادم رو کجا میبره بازگرد ای خاطرات کودکی / بر سوار ...

:این شعر ادم رو کجا میبره بازگرد ای خاطرات کودکی / بر سوار ...

بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسبهای چوبکی خاطرات کودکی زیب...

این شعر آدم رو کجا میبره؟!بازگرد ای خاطرات کودکیبر سوار اسبه...

این شعر ادم رو کجا میبره:بازگرد ای خاطرات کودکیبر سوار اسبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط