{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب وقتشه یکم از زندگیم بگم

خب وقتشه یکم از زندگیم بگم
سال نود و هشت ما تصادف کردیم و داداشم سه تا مهره ی گردنش شکست و دیگه نمیتونه راه بره ...
دیدگاه ها (۱۲)

اون دوست کیوتت❤

پشمام حاجی این خره ...

بچه ها مقنعه مدرسه ی من بعد هفتمیا میگفتن شما نظافتچی سرویس ...

چرا اینجوری دوبله کردن ؟ 🤣

خب خب هلو هام میخوام یه چیزی بهتون بگم🍑💘 منح رف نشو بچه خوبی...

🩻: برای ما پیش اومد تعریف کنم؟ "آقا من و دخترخالم و آبجیش هم...

تک پارتی از یونگی ات = میا ویو میاسلام من میا هستم همسر یونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط