.
.
اینجایی که میبینی امن ترین نقطه ی جهان دوران کوچیکیم بود، هربار که بابام دعوام میکرد یا بحثی تو خونه پیش میومد بدو بدو میرفتم تو کمد و سریع لاحافا رو چنگ میزدم که به اون بالاش برسم، که در کمد رو ببندم و هیچ کس نفهمه کجام، اون ترسی که وقتی در و میبستم و چشام و ریز میکردم که ببینم بیرون چه خبره و صدای نفسم رو که فکر میکردم همه میشنون رو هنوز حس میکنم.
هنوز که هنوز عین بچگیم هر وقت دعوا میشه میرم زیر پتو و قایم میشم، هنوزم اونجا برام امن ترین نقطس.
پانیذ
اینجایی که میبینی امن ترین نقطه ی جهان دوران کوچیکیم بود، هربار که بابام دعوام میکرد یا بحثی تو خونه پیش میومد بدو بدو میرفتم تو کمد و سریع لاحافا رو چنگ میزدم که به اون بالاش برسم، که در کمد رو ببندم و هیچ کس نفهمه کجام، اون ترسی که وقتی در و میبستم و چشام و ریز میکردم که ببینم بیرون چه خبره و صدای نفسم رو که فکر میکردم همه میشنون رو هنوز حس میکنم.
هنوز که هنوز عین بچگیم هر وقت دعوا میشه میرم زیر پتو و قایم میشم، هنوزم اونجا برام امن ترین نقطس.
پانیذ
- ۱.۴k
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط