{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شعر_نو

#شعر_نو

🕊رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردم
آشنای تو دلم بود و به دست تو سپردم

🍂اشک دامان مرا گیرد و در پای من افتد
که دل خون شده را هم ز چه همراه نبردم

🕊شرمم از آینه ی روی تو می آید اگر نه
آتش آه به دل هست نگویی که فسردم

🍂تو چو پروانه ام آتش بزن ای شمع و بسوزان
من بی دل نتوانم که به گرد تو نگردم

🕊می برندت دگران دست به دست ای گل رعنا
حیف من بلبل خوش خوان که همه خار تو خوردم

🍂تو غزالم نشدی رام که شعر خوشت آرم
غزلم قصه ی دردست که پرورده ی دردم

🕊خون من ریخت به افسونگری و قاتل جان شد
سایه آن را که طبیب دل بیمار شمردم

✍#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۰)

the end-part 1

رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود و به دست ...

رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود و به دست ...

شرمم از آینه ی روی تو می آید اگر نهآتش آه به دل هست نگویی که...

رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود و به دست ...

رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردم 🍃🌼🍃آشنای تو دلم بود و به ...

رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود و به دست ...

رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود و به دست ...

رفتم و زحــمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنـــای تو دلم بود و به...

چشم گریان تو نازم حال دیگرگون ببین گریه ی لیلی کنار بستر مجن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط