به همه خاطره هایم گره ی کور زدم

به همه خاطـره هایم گره ی کور زدم
به یکی انگ و دگر وصله ی ناجور زدم

تو شدی منکـر ما بودن ما اینهمه سال
همه بر خیل خوش خاطرم هاشور زدم

ازهمان دم که پرید عطر وجودت ز تنم
مـُـردم و بـر بدنم یکـسـره کافــور زدم

لب من نوش دگر جز لب تو نوش نکرد
بوسه تنها به لب خمره ی انگور زدم

خسته از آن همه روزِ پُرِ نیرنگ و ریا
دل بریدم ز سحر بر شب بی نور زدم

رگ خشکیده ی من تیزی تیغی نبرید
من به آن تیغ تـبـر تیزی ساطــور زدم

تو تنت را به تن گرم دگر دادی و من
تن سردم به تن یـخ زده ی گـور زدم.

چشم بر من تو ببستی و منم بر دنیا
باز از پیش خدا چشمکت از دور زدم
کامیار کریمی
دیدگاه ها (۴)

نگاه کردن ژست گربه

گل و رو تقدیم میکنم به بهترین کسم M❤

اخ جون لیمووو کی دوستت داره

گلام خوشکلن همش مال خودمه تازه این نصفشه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط