{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پست متین

⊹ پست متین 💕୭𝅄᮫  
📍
تو زندگی همیشه پشت دیوار بودم . یه دیوار از جنس ترس ، یه دیوار برای نرسیدن ، نداشتن ، نشدن . آره پشت اون دیوار پنهون می‌شدم . چهره‌ی شکست خورده‌ی من قشنگ نبود . روز به روز این دیوار بلندتر می‌شد . انقدر که نور رفت و به تاریکی عادت کردم .
نور برای من یه خاطره بود . یه خاطره‌ ی دور از زمانی که دلم هنوز چیزی می‌خواست . دلی که به نخواستن عادت کرده بود .
مامان‌ بزرگم می‌گفت « نور تاریکی رو پیدا می‌کنه ، چون اگه تاریکی نباشه نور معنی نداره » راست می‌گفت . پیدام کرد . از کنارش رد شدم . نمی‌دونم چرا برگشتم و بهش نگاه کردم . نمی‌دونم چرا برگشت و بهم نگاه کرد . اون که نور بود . پس من باید نگاه می‌کردم . تو تاریکی چی دیده بود که نگاه می‌کرد ؟ اومد جلو بهم گفت « چقدر چهره‌ت آشناست؟ کجا دیدمت؟ » گفتم اشتباه گرفتی .
❌ ادامه متن این پست رو هر کی داره برام بفرسته ❌
داخل پیج متین هم نبود 😢🤦🏻‍♀
دیدگاه ها (۰)

⊹ استوری امیر 💕୭𝅄᮫

⊹ استوری امیر 💕୭𝅄᮫

⊹ پست حسین💕୭𝅄᮫   ❌ بخاطر این که متین و رکسانا هستن این پست ر...

⊹ استوری ارسلان 💕୭𝅄᮫

neme:راز پشت دیوارP:1.....+لعنتی گوشیم هم انتن نمیده+الان با...

Part:17. #ریاست.عشقکه اونم همزمان حوله...

پارت۲خب ادامه ی رمان مارینا و موزانراستی چند روز دیگه عروسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط