روز اول بی هوا قلب مرا دزدید و نرفت
روز اول بی هوا قلب مرا دزدید و نرفت
روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و نرفت
روز سوم آخ، خالی هم کنار لب گذاشت
دانۀ دیوانگی را در دلم پاشید و نرفت
روز چارم دانهاش گل داد و او با زیرکی
آن غزل را از لبم نه، از نگاهم چید و نرفت
با لباس آبی اش آن روز فالم را گرفت
خویش را در چشمهای بیقرارم دید و نرفت
فدای قلب پاکت بشم..فدای روح بزرگوارت
امید زندگیم..تک تک دردات به تنم
دوووووووستت دارم همه کسم..
روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و نرفت
روز سوم آخ، خالی هم کنار لب گذاشت
دانۀ دیوانگی را در دلم پاشید و نرفت
روز چارم دانهاش گل داد و او با زیرکی
آن غزل را از لبم نه، از نگاهم چید و نرفت
با لباس آبی اش آن روز فالم را گرفت
خویش را در چشمهای بیقرارم دید و نرفت
فدای قلب پاکت بشم..فدای روح بزرگوارت
امید زندگیم..تک تک دردات به تنم
دوووووووستت دارم همه کسم..
- ۳۹۷
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط