{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم گفت:که عاشق نشوی

مادرم گفت:که عاشق نشوی
گفتم چشم
چشم های تو مرا بی خبر از چشمم کرد.
دیدگاه ها (۱)

خدایا!!!دستانم را زدم زیر چانه ام...مات و مبهوت نگاهت میکنم....

_____

روزی دروغ به حقیقت گفت بریم دریا شنا کنیم؟حقیقت ساده پذیرفت ...

کاش دنیا بر عکس بود،به جای اینکه آدما عاشق بشوند،عاشقا آدم ش...

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

نگاهَت می‌کنم اما تو دردم را نمی‌داٰنیْدو چشمَت را دگر بستیُ...

خدا کند که ' تو' را از بلا نگه دارد...‌همان خدا که مرا مبتلا...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

🕊✍️دلنوشته های " ندا " 🕊در دو چشم تو نشستم؛به تماشای خودم .ک...

اینجا مرتیکه گوشیو کرد تو تخم چشمم تا بهش شماره بدم منم گوشی...

چشم های عاشقسریال:#هنوز_۱۷_سالشه #سریال_ترکی

و چشم‌های هرکس به نظرم زیبا بود انگار چیزی که زیباشان می‌کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط