گاهی...
گاهی...
دستهایم را دور گردنم
حلقه می کنم
و آرام آرام ...
کنار گوشم زمزمه می کنم
و سراغ دل پریشانم را می گیرم
قصه ی دلدادگی من و تنهایی
مثل سریالی شبانه
مرا میخکوب دیوار می کند
هر چه به انتهای شب می رسم
حلقه ی دستانم
تنگتر و....
بغضم خیس تر...
دستهایم را دور گردنم
حلقه می کنم
و آرام آرام ...
کنار گوشم زمزمه می کنم
و سراغ دل پریشانم را می گیرم
قصه ی دلدادگی من و تنهایی
مثل سریالی شبانه
مرا میخکوب دیوار می کند
هر چه به انتهای شب می رسم
حلقه ی دستانم
تنگتر و....
بغضم خیس تر...
- ۶۹۵
- ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط