نوشته بودی بار سنگین این دوستی را نمی توانی تحمل کنی ن
نوشته بودی بارِ سنگینِ این دوستی را نمی توانی تحمل کنی. نوشته بودی حرفها و نظرات من شکنجه ات میدهد. نوشته بودی گاهی دوستی و صمیمیت می تواند آزار دهنده باشد.
طبیعتا انتظار چنین پیام زهرآلودی را از هر کسی، از هر کسی داشتم غیر از تو. یک پیام در دو خط کوتاه که حتی نمی دانی چطور از سهمگینی و بی انصافی خفته در تک تک کلمات فقط به شوکه شدن بسنده کنی و پس نیفتی.
شاید بازی دنیا اینگونه است که این اتفاق به هر جهت برای همه می افتد. شاید در پیشانی نوشت هر رابطه ای چند فقره از این جور پیام ها هست. شاید من تنها کسی نیستم که بعد از یک دوستی چندین ساله و پس از رابطه ای که حداقل به زعم من عمیق و جدی بود، یک نیمه شب سرد زمستانی چنین پیامی را دریافت کنم.
برایم نوشته ای که به رهایی فکر میکنی.... رهایی محبوبم؟ رهایی؟ ..... رهایی از منی که حتی شیفته نبودن آدمها هستم ؟
چه باید میکردم رفیق بزرگوارم؟؟
رهایت کردم .... خداحافظ
طبیعتا انتظار چنین پیام زهرآلودی را از هر کسی، از هر کسی داشتم غیر از تو. یک پیام در دو خط کوتاه که حتی نمی دانی چطور از سهمگینی و بی انصافی خفته در تک تک کلمات فقط به شوکه شدن بسنده کنی و پس نیفتی.
شاید بازی دنیا اینگونه است که این اتفاق به هر جهت برای همه می افتد. شاید در پیشانی نوشت هر رابطه ای چند فقره از این جور پیام ها هست. شاید من تنها کسی نیستم که بعد از یک دوستی چندین ساله و پس از رابطه ای که حداقل به زعم من عمیق و جدی بود، یک نیمه شب سرد زمستانی چنین پیامی را دریافت کنم.
برایم نوشته ای که به رهایی فکر میکنی.... رهایی محبوبم؟ رهایی؟ ..... رهایی از منی که حتی شیفته نبودن آدمها هستم ؟
چه باید میکردم رفیق بزرگوارم؟؟
رهایت کردم .... خداحافظ
- ۸۹۷
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط