{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا که نوبت صلح است و دوستی و عنایت

بیا که نوبت #صلح است و #دوستی و عنایت
به شرط آن که نگوییم از آن چه رفت #حکایت
بر این یکی شده بودم که گرد #عشق نگردم
قضای #عشق درآمد بدوخت #چشم درایت
دیدگاه ها (۱)

وای بر #ظلم ستیزان...که در آغوش پرندگان #عاشقدر حضور چشمان #...

#جنگ ساخته #دست ماستمراقب #دست هایتان باشید

#جنگ هفتاد و دو #ملت همه را عذر بنهچون ندیدند #حقیقت ره #افس...

آیا #صلح #سربازی فراری استکه پشت تپه ای از #گل ها نشستهبا قم...

بچه ها حقیقتا من این رمان را قبلاً روی برگه نوشته بودم تا فق...

چند پارتی درخواستی وقتی بزرگ ترین مافیا به سرپرستی گرفتت و.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط