{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان رویای پنهان

رمان رویای پنهان

ژانر:عاشقانه,اجتماعی


قسمتی از رمان

*-ماهی جوووووووون؟!
اخمی کردمو دست از هول دادن تاب برداشتم  و روبروش ایستادم.وقتی اخم و دست های گره خورده  رو سینمو دید گفت:
-وااا... چته؟؟؟
خیره به چشم های درشت سبزش گفتم: بهم نگو ماهی جون!من ماهانم!آخه چند دفعه اینو تو مغزکوچولوت فروکنم؟
تل  صورتی رنگش  اومده بود پایین و موهای مشکی لختش  روی صورتش ریخته بود.با یه حرکت خوشگل  تل و دوباره برد عقب وچشماش رو مظلوم به چشمام دوخت
-خب دوست دارم اینطوری صدات کنم!
دلم واسش ضعف رفت اما...

ادامه رمان در چنل زیر



https://telegram.me/royayepenhannn
دیدگاه ها (۴)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط