«کُردستانِ عراق» یا «کُردستان» و «عراق» ؟
«کُردستانِ عراق» یا «کُردستان» و «عراق» ؟
در هفتههای گذشته تحلیل غالب در میان طرفداران نوری مالکی مبنی بر دست داشتن کُردها در بحران اخیر عراق به بسیاری از روشنفکران، فعالین سیاسی و حتی دولتمردان ایرانی نیز سرایت کرد تا جاییکه از درون تعدادی از تحلیلها و موضعگیریهای ارائه شده در رسانهها و فضای مجازی، علاوه بر اینکه کُردها به خیانت علیه عراق و نمکنشناسی در قبال ایران متهم شدهاند، کشتار وحشیانهی آنها توسط صدام حسین نیز به نحوی قابل درک قلمداد شدهاست. واقعیت این است که به راحتی نمیتوان تحولات و بحرانهای سیاسی عمیق و تاریخی در منطقهی خاورمیانه را تنها به رویکردهای ساده، احساسی، ناآگاهانه و یا توهین و افترا فروکاست بدون آنکه بسترهای فکری و سیاسی مشترک و لازم برای چنین قیاسها و داعیههایی وجود داشتهباشد. شکی نیست که رواج رویکردهای احساسی و غیرواقعبینانه علاوه بر افزایش تنفر و بیاعتمادی، هزینهی اظهار نظر و ارائهی تحلیلهای واقعبینانه را که همهی ما برای فهم وضعیت کنونی به آن نیاز داریم افزایش داده و زمینهی تعامل و گفتگو را نابود خواهدساخت. بر این اساس و با پرهیز از چنین واکنشهایی که اکثراً به توهین و هتک حرمت انجامیدهاست به سهم خود ذکر نکاتی را در خصوص این موضوع لازم میبینم:
1-عراق به عنوان یک واحد سیاسی برآمده از سلطهطلبی و سهمخواهی قدرتهای بزرگ پس از جنگ جهانی اول، هرگز کشوری دارای یک روح ملی مشترک و یک نظام سیاسی عادلانه و دمکراتیک نبوده و به همین دلیل نیز همواره یکی از کانونهای اختلاف و بحران در خاورمیانهی آشوبزده و ناآرام محسوب شدهاست. بیتردید برای همزیستی مسالمتآمیز به چشماندازهای وسیعی از عدالت و آزادی نیاز است که در آن هیچکس احساس تبعیض و نابرابری نکند و باهم بودن به فرصتی برای انسانیتر و بهتر زیستن تبدیل شود. چگونه میتوان با وجود یک قرن خاطرهی مرگ و رنج و آوارگی، مردمانی از اقوام و مذاهب گوناگون را بدون وجود مابهازاهای رضایتبخش و ملموس فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به ماندن در کنار یکدیگر ترغیب و تشویق کرد؟
۲٫ بحران کنونی عراق علاوه بر بسترهای تاریخی و سیاسی، نتیجهی غیرمستقیم رفتار قدرتهای منطقهای (ایران) و فرامنطقهای (آمریکا) در قبال بحران سوریه و همچنین عملکرد غیرقابل دفاع دولت اقتدارطلب مالکی است. بیتردید اگر آمریکا و دیگر قدرتهای غربی به موقع در بحران سوریه دخالت میکردند، هم جنگ و آوارگی تا این حد گسترش نمییافت و هم گروههای افراطی آن قدر قوی و بزرگ نمیشدند که به عراق سرریز کنند. از سوی دیگر اگر ایران سیاست واقعبینانهتری در قبال سوریه در پیش میگرفت و تا این سطح از بشار اسد حمایت نمیکرد و یک راهحل مناسب را برای تغییر سیاسی مسالمتآمیز در سوریه و بازتعریف نقش خود در آیندهی این کشور پیگیری مینمود اکنون دولت یا آنچه تمامیت ارضی عراق خوانده میشود چنین به خطر نمیافتاد. به بیان دیگر بحران کنونی عراق حاصل اشتباه محاسباتی ایران و آمریکا در قبال بحران سوریه است که در نهایت میرود تا منافع مهم این دو قدرت رقیب را در هر دو کشور عراق و سوریه بر باد دهد. به اشتباهات استراتژیک این دو قدرت باید اشتباهات تاکتیکی نوری مالکی در مدیریت عراق را نیز افزود که با عملکرد تمامیتخواهانه و حذفی خود، فضای حاکم بر مناطق سنینشین این کشور را برای بهرهمندی گروههای افراطی مهیا نمود. اکنون نمیتوان انکار کرد که داعش حمایت و همراهی بخشهای نسبتاً گستردهای از اعراب سُنی را با خود دارد. مالکی همچنین با قطع بخشهای مهمی از بودجهی مناطق کُردنشین انگیزههای لازم برای استقلال کُردها را حتی قبل از حملهی داعش فراهم کردهبود. او در حال حاضر نیز که عراق عملاً به سه تکه تقسیم شدهاست همچنان با ادبیاتی نخوتآمیز و مبتنی بر تهدید و افترا سخن میگوید و علارغم درخواست بسیاری از گروههای سیاسی شیعه، سُنی و کُرد حاضر نیست به عنوان بخشی انکارناپذیر از مشکل موجود از پُست خود کنارهگیری کرده و راه را برای عبور از وضعیت دشوار کنونی هموار نماید. با این وصف دیگر به سختی میتوان عراق را به پیش از سقوط موصل و سلطهی کُردها بر کرکوک بازگرداند.
۳٫ در هفتههای اخیر مسعود بارزانی رهبر اقلیم کُردستان عراق در گفتگو با رسانههای خارجی و همچنین در پارلمان کُردستان به صراحت اعلام کردهاست که کُردها از یک سال پیش تحرکات تروریستها در موصل و اطراف آن را زیر نظر داشته و خود وی در همین ارتباط حداقل دو بار به نوری مالکی هشدار دادهاست اما او در پاسخ گفته که شما مراقب اقلیم خود باشید چون ما همه چیز را تحت کنترل داریم. این ادعای بارزانی تاکنون از سوی هیچ مقام رسمی در دولت عراق تکذیب نشدهاست. بر این ا
در هفتههای گذشته تحلیل غالب در میان طرفداران نوری مالکی مبنی بر دست داشتن کُردها در بحران اخیر عراق به بسیاری از روشنفکران، فعالین سیاسی و حتی دولتمردان ایرانی نیز سرایت کرد تا جاییکه از درون تعدادی از تحلیلها و موضعگیریهای ارائه شده در رسانهها و فضای مجازی، علاوه بر اینکه کُردها به خیانت علیه عراق و نمکنشناسی در قبال ایران متهم شدهاند، کشتار وحشیانهی آنها توسط صدام حسین نیز به نحوی قابل درک قلمداد شدهاست. واقعیت این است که به راحتی نمیتوان تحولات و بحرانهای سیاسی عمیق و تاریخی در منطقهی خاورمیانه را تنها به رویکردهای ساده، احساسی، ناآگاهانه و یا توهین و افترا فروکاست بدون آنکه بسترهای فکری و سیاسی مشترک و لازم برای چنین قیاسها و داعیههایی وجود داشتهباشد. شکی نیست که رواج رویکردهای احساسی و غیرواقعبینانه علاوه بر افزایش تنفر و بیاعتمادی، هزینهی اظهار نظر و ارائهی تحلیلهای واقعبینانه را که همهی ما برای فهم وضعیت کنونی به آن نیاز داریم افزایش داده و زمینهی تعامل و گفتگو را نابود خواهدساخت. بر این اساس و با پرهیز از چنین واکنشهایی که اکثراً به توهین و هتک حرمت انجامیدهاست به سهم خود ذکر نکاتی را در خصوص این موضوع لازم میبینم:
1-عراق به عنوان یک واحد سیاسی برآمده از سلطهطلبی و سهمخواهی قدرتهای بزرگ پس از جنگ جهانی اول، هرگز کشوری دارای یک روح ملی مشترک و یک نظام سیاسی عادلانه و دمکراتیک نبوده و به همین دلیل نیز همواره یکی از کانونهای اختلاف و بحران در خاورمیانهی آشوبزده و ناآرام محسوب شدهاست. بیتردید برای همزیستی مسالمتآمیز به چشماندازهای وسیعی از عدالت و آزادی نیاز است که در آن هیچکس احساس تبعیض و نابرابری نکند و باهم بودن به فرصتی برای انسانیتر و بهتر زیستن تبدیل شود. چگونه میتوان با وجود یک قرن خاطرهی مرگ و رنج و آوارگی، مردمانی از اقوام و مذاهب گوناگون را بدون وجود مابهازاهای رضایتبخش و ملموس فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به ماندن در کنار یکدیگر ترغیب و تشویق کرد؟
۲٫ بحران کنونی عراق علاوه بر بسترهای تاریخی و سیاسی، نتیجهی غیرمستقیم رفتار قدرتهای منطقهای (ایران) و فرامنطقهای (آمریکا) در قبال بحران سوریه و همچنین عملکرد غیرقابل دفاع دولت اقتدارطلب مالکی است. بیتردید اگر آمریکا و دیگر قدرتهای غربی به موقع در بحران سوریه دخالت میکردند، هم جنگ و آوارگی تا این حد گسترش نمییافت و هم گروههای افراطی آن قدر قوی و بزرگ نمیشدند که به عراق سرریز کنند. از سوی دیگر اگر ایران سیاست واقعبینانهتری در قبال سوریه در پیش میگرفت و تا این سطح از بشار اسد حمایت نمیکرد و یک راهحل مناسب را برای تغییر سیاسی مسالمتآمیز در سوریه و بازتعریف نقش خود در آیندهی این کشور پیگیری مینمود اکنون دولت یا آنچه تمامیت ارضی عراق خوانده میشود چنین به خطر نمیافتاد. به بیان دیگر بحران کنونی عراق حاصل اشتباه محاسباتی ایران و آمریکا در قبال بحران سوریه است که در نهایت میرود تا منافع مهم این دو قدرت رقیب را در هر دو کشور عراق و سوریه بر باد دهد. به اشتباهات استراتژیک این دو قدرت باید اشتباهات تاکتیکی نوری مالکی در مدیریت عراق را نیز افزود که با عملکرد تمامیتخواهانه و حذفی خود، فضای حاکم بر مناطق سنینشین این کشور را برای بهرهمندی گروههای افراطی مهیا نمود. اکنون نمیتوان انکار کرد که داعش حمایت و همراهی بخشهای نسبتاً گستردهای از اعراب سُنی را با خود دارد. مالکی همچنین با قطع بخشهای مهمی از بودجهی مناطق کُردنشین انگیزههای لازم برای استقلال کُردها را حتی قبل از حملهی داعش فراهم کردهبود. او در حال حاضر نیز که عراق عملاً به سه تکه تقسیم شدهاست همچنان با ادبیاتی نخوتآمیز و مبتنی بر تهدید و افترا سخن میگوید و علارغم درخواست بسیاری از گروههای سیاسی شیعه، سُنی و کُرد حاضر نیست به عنوان بخشی انکارناپذیر از مشکل موجود از پُست خود کنارهگیری کرده و راه را برای عبور از وضعیت دشوار کنونی هموار نماید. با این وصف دیگر به سختی میتوان عراق را به پیش از سقوط موصل و سلطهی کُردها بر کرکوک بازگرداند.
۳٫ در هفتههای اخیر مسعود بارزانی رهبر اقلیم کُردستان عراق در گفتگو با رسانههای خارجی و همچنین در پارلمان کُردستان به صراحت اعلام کردهاست که کُردها از یک سال پیش تحرکات تروریستها در موصل و اطراف آن را زیر نظر داشته و خود وی در همین ارتباط حداقل دو بار به نوری مالکی هشدار دادهاست اما او در پاسخ گفته که شما مراقب اقلیم خود باشید چون ما همه چیز را تحت کنترل داریم. این ادعای بارزانی تاکنون از سوی هیچ مقام رسمی در دولت عراق تکذیب نشدهاست. بر این ا
- ۳.۷k
- ۲۹ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط