{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خــدایا دریاب این بنده ات را...

خــدایا دریاب این بنده ات را...

بنده اے کہ تو خنده هاش گفت:
خــدایا شـکرت

و تو گریہ هاش گفت:
خدا بــزرگه !!

و وقتی ادمات دلشو شکستن گفت:
مــنم خدایی دارم
دیدگاه ها (۲)

قصه‌ ی روز و شبِ منسُخنی مُختصر است روز در خواب و خیالاتم و ...

.وه چه زیبا بوداگر پاییز بودم ... وحشی و پر شور و رنگ آمیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط