خاطراتش را قورت داد

خاطراتش را قورت داد؛
میان گلویش گیر کرد؛
و سپس از چشمانش سرازیر شد....!
#sad
دیدگاه ها (۰)

:))))))#sad

چشم من چشم تورا دید ولی دیده نشد!من همانم که پسندید ولی پسند...

تو ماه را دوست داشتی؛و حالا ماه، هرشبمرا به یاد تو می اندازد...

و من او را طوری نگاه می‌کردمانگار آخرین گلی بود که در جهان ب...

میان آدم ها باید عاقلانه زندگی کرد...

حدادیان با یه سوال حاج حسین یکتارو غافل گیر کرد:در عالم رؤیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط