آمدم در عمق چشمانت ، تماشایت کنم !
آمدم در عمق چشمانت ، تماشایت کنم !
بانگاهی عاشقانه ، بلکه شیدایت کنم !
گم شدم در عمق چشمان سیاهت ، ناگهان ..
مثل بیت مثنوی باید که معنایت کنم !
کوکب احساس من امشب چه نورانی شده !
پس فرود آ بردلم تامن هویدایت کنم !
تنگ در آغوش من یا اندکی نزدیکتر ...
بخت با من باشد و شاید که اغوایت کنم !
تو شب مستی و من، آن بامدادان خمار....
ای خمارین مست من غرق تمنایت کنم !
ای شراب هفت ساله ، ای می انگور ناب !
از جنون عشق می نوشی که شیدایت کنم!
گم شدی در لابلای خاطرات زندگی !
آنقدر می مانم آنجا تاکه پیدایت کنم !
بانگاهی عاشقانه ، بلکه شیدایت کنم !
گم شدم در عمق چشمان سیاهت ، ناگهان ..
مثل بیت مثنوی باید که معنایت کنم !
کوکب احساس من امشب چه نورانی شده !
پس فرود آ بردلم تامن هویدایت کنم !
تنگ در آغوش من یا اندکی نزدیکتر ...
بخت با من باشد و شاید که اغوایت کنم !
تو شب مستی و من، آن بامدادان خمار....
ای خمارین مست من غرق تمنایت کنم !
ای شراب هفت ساله ، ای می انگور ناب !
از جنون عشق می نوشی که شیدایت کنم!
گم شدی در لابلای خاطرات زندگی !
آنقدر می مانم آنجا تاکه پیدایت کنم !
- ۱.۵k
- ۰۶ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط