{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بین ما فاصله افتاده ،نرو، دورنشو

بین ما فاصله افتاده ،نرو، دورنشو
می کشم ناز ولی اینهمه مغرورنشو

قهرکافیست نزن زخم زبانی تازه
بیشترازنمک زندگیم , شور نشو

گرمی عشق به اندازه ی خورشید بیار
کرم شبتاب شدی، مدعی نورنشو

کاش آغوش توگلدان بلورم باشد
شاخه ی گل شده ام تیغه ی ساتور نشو

غارتنهایی خود را وسط شهرنساز
بین این بیخبران وصله ی ناجور نشو

قایق عاطفه گاهی هدفش صیادیست
ماهی حوض دلم، وسوسه ی تور نشو

گرگ, پیراهن مادربه تن خود کرده
قفل دربازنکن حبه ی انگورنشو
دیدگاه ها (۱)

نشسته ای به قلبِ من، خیالِ پا شدن مکنتو جفتِ خوب قلبمی ، فکر...

من به اینکه روبرویم می نشینی قانعمروبرویم باشی و من را نبینی...

مـــن مثــل شمــا نیستم بغضــم رافریــــاد بزنم گــریــہ ڪنم...

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شدآواره عشق ما آواره نخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط