ولی من دوست دارم از خونه فرار کنم و کلی راه ب

-ولی‌ من‌ دوست‌ دارم‌ از‌ خونه‌ فرار‌ کنم‌ و‌ کلی‌ راه‌ بدوئم‌ آخرش‌ تو‌ی‌ جنگل‌ دور‌ افتاده توی برف به یه کلبه برسم که صاحبش یه پیرمرده به ظاهر مهربونم باشه به همراه کلی حیوون،اشپزیش خوب باشه و همینطور چوب سازی‌کنه..یه مدت باهاش زندگی کنم و کلی بهم خوش بگذره آخرش هم بفهمم قاتل بوده و به دست اون کشته شم..
..یه همچین موقعیتی..



برگرفته از انیمیشن های قدیمی..ولی حس و حالش...
دیدگاه ها (۲)

گاهی خارج شدن از یک گروه، پاک کردن یهبرنامه از گوشی، جواب ند...

دنیا جای قشنگ تری میشه اگه یاد بگیریم:- عصبانی بودن دلیلی بر...

من هیچوقت اون فرد دوست داشتنی جمع نبودم؛هیچوقت باهوش ترین نب...

قلب کاروانسرا نیست که هرکی بخاد بیاد توش و یکی دوروز یا یکی ...

سایه های سبز

پارت ۲ به معنای واقعی این پارت زیادی طولانیهاین همون ماموریت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط