{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با خالم اینا رفتیم سفر تو جاده ، تو ماشین خالم اینا بودم

با خالم اینا رفتیم سفر تو جاده ، تو ماشین خالم اینا بودم ﺩﻣﺎغمو ﺍﺯ ﺷﻴﺸﻪ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻛﺮﺩم ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻳﻪ ﻧﻔﺴﻰ بکشم
بابام زنگ زد بهم گفت : پسرم ﺁﺭﻧﺠﺘﻮ ﺑﺒﺮ ﺗﻮ ، ﺧﻄﺮﻧﺎﻛﻪ .


#داداش_کوچیکه_پلنگ_صورتی
دیدگاه ها (۳۲)

silence part 7

پارت ۲۳

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

رمان تو خود منی

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

محوی زیبایی او پارت ۱۲ویو رزا مدرسه تموم شد .... داشتم برمیگ...

پارت ۲۰ویو جیازیادی نزدیک بود آروم بلند شد بهم اشاره کرد که ...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط