توی یه سایتی یه نفرپسر دخترش و نمی دونمپست گذاشته بود
توی یه سایتی یه نفر(پسر دخترش و نمی دونم)پست گذاشته بود:
«میگن شب اول قبر خدا میپرسه:وقتی همسایه ات گرسنه بود تو کجا بودی؟!
وقتی دوستت کفش نداشت تو کجا بودی و خلاصه از این سوالا....ولی من می خوام سرمو بندازم پایینو با خجالت بگم:خدا جونم،خودت کجا بودی؟بهش بگم وقتی کمر این همه جوون زیر این همه مشکل خم شد تو کجا بودی؟وقتی هزار تا دختر به خاطر گشنگی و مریضیه خانوادشون فاحشه شدن تو کجا بودی؟اونروزی که با زندگی و ایندمون بازی کردن تو کجا بودی؟وقتی خیانت عشقمو دیدم زجه زدم تو کجا بودی؟وقتی شبا بابام از خسنگی نانداشت تو کجا بودی؟وقتی حاجیات مکه و کربلا رو بارها و بارها زیارت و سیاحت میکردن ولی کودکان زیادی از گرسنگی جان میدادن کجا بودی؟
خدایا توی این دنیا خیلی عذاب کشیدیم شب اول قبرمون به حرمت این همه عذابی که کشیدیم و هیچی نگفتیم...خواهشا سکوت کن...مثل روزایی که باید توی دهن خیلیا میزدی اما سکوت کردی...»
حالا شما قضاوت کنید با این حرفایی که به خدا میزنیم واقعا جایزه که بازم بهمون کمک کنه...گاهی وقتا از صبوری خدا دهنم باز میمونه...خدا چقدر بزرگه و ما بزرگیش و زیر سوال میبریم...ترو خدا به خودمون بیایم اگه یه راه و غلط رفتیم تقصیر بالاسری نیست ما خودمون خواستیم اون راه و بریم...خدایا چقدر صبوری؟چرا نمیزنی تو دهن همچین کسایی...هیچی نمی تونم بگم فقط:
«خدایا بزرگیت و شکر»
«میگن شب اول قبر خدا میپرسه:وقتی همسایه ات گرسنه بود تو کجا بودی؟!
وقتی دوستت کفش نداشت تو کجا بودی و خلاصه از این سوالا....ولی من می خوام سرمو بندازم پایینو با خجالت بگم:خدا جونم،خودت کجا بودی؟بهش بگم وقتی کمر این همه جوون زیر این همه مشکل خم شد تو کجا بودی؟وقتی هزار تا دختر به خاطر گشنگی و مریضیه خانوادشون فاحشه شدن تو کجا بودی؟اونروزی که با زندگی و ایندمون بازی کردن تو کجا بودی؟وقتی خیانت عشقمو دیدم زجه زدم تو کجا بودی؟وقتی شبا بابام از خسنگی نانداشت تو کجا بودی؟وقتی حاجیات مکه و کربلا رو بارها و بارها زیارت و سیاحت میکردن ولی کودکان زیادی از گرسنگی جان میدادن کجا بودی؟
خدایا توی این دنیا خیلی عذاب کشیدیم شب اول قبرمون به حرمت این همه عذابی که کشیدیم و هیچی نگفتیم...خواهشا سکوت کن...مثل روزایی که باید توی دهن خیلیا میزدی اما سکوت کردی...»
حالا شما قضاوت کنید با این حرفایی که به خدا میزنیم واقعا جایزه که بازم بهمون کمک کنه...گاهی وقتا از صبوری خدا دهنم باز میمونه...خدا چقدر بزرگه و ما بزرگیش و زیر سوال میبریم...ترو خدا به خودمون بیایم اگه یه راه و غلط رفتیم تقصیر بالاسری نیست ما خودمون خواستیم اون راه و بریم...خدایا چقدر صبوری؟چرا نمیزنی تو دهن همچین کسایی...هیچی نمی تونم بگم فقط:
«خدایا بزرگیت و شکر»
- ۲.۱k
- ۱۹ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط