{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عارف را گفتند محبت را از آموخت

عارفے را گفتند محبت را از ڪہ آموختے؟
گفت از درخت شڪوفہ

پرسیدند چگونہ؟

گفت هر موقع به او
لگدے زدم به جای
تلافے بر سرم شڪوفہ ریخت...
دیدگاه ها (۱)

روضه هر موقع بخوانند « به وقت » است اماروضه های عطشت را رَمَ...

‍ #شربت_های_ضد_عطش_مناسب_برای_سحری1️⃣ شربت آبلیمو2️⃣ شربت خا...

وقتی #تخم_مرغ بایک نیرو از خارج می شکندیک زندگی به پایان می ...

در #ماه_رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم...

💕عارفی را گفتند:محبت را ازکه آموختی؟گفت: ازدرخت شکوفهپرسیدند...

رمان بغلی من پارت ۱۵۷و۱۵۸و۱۵۹و۱۶۰ارسلان: خیلی ناز شدی کوچولو...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۳۴ از بغض هق هق خفيفي از دهنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط