{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دعواشده بود.

دعواشده بود.
آقااميرالمومنين(ع)رسيد.گفت:آقاي قصاب بذاربره.
قصاب گفت:به تو ربطي نداره.دستشو برد بالا محکم گذاشت توصورت حضرت علي(ع) آقاسرشو انداخت پايين و رفت.
زمان خلافت..
مردم ريختند و گفتند:فهميدي کيو زدي?
قصاب گفت:نه فضولي ميکردزدمش.
گفتند:زدي تو گوش حضرت علي(ع)خليفه مسلمين.
قصاب ساتور رو برداشت و دستش رو قطع کرد.
گفت:دستي که بخوره توي صورت حضرت علي مال من نيست....
حالايه چيزي بگم???
امام زمان(عج)فرمودند:باهرگناهي که ميکني يه سيلي تو صورت من ميزني...
استغفرالله ربي و اتوب اليه.
دیدگاه ها (۸)

سلام به ويسگوني هاي عزيز.بچه ها اسم پسرکه به نفس بياد چيه??

خخخخخ

دوستش دارم...

عاشقانه هايت را براي من کنار بگذار..

یکی از نقشه های شیطان تو جامعه عادی سازی گناهههههه.... مراقب...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

دعوا شده بود آقا امیرالمومنین(ع) رسید گفت:آقای قصاب بذار بره...

دعوا شده بود آقا امیرالمومنین(ع) رسید گفت:آقای قصاب بذار بره...

حتما بخونید...الکی لایک نکنید....دعوا شده بود آقا امیرالمومن...

حتما بخونید...الکی لایک نکنید....دعوا شده بود آقا امیرالمومن...

حتما بخونید...الکی لایک نکنیددعوا شده بود آقا امیرالمومنین(ع...

دعوا شده بود آقا امیرالمومنین(ع) رسید گفت:آقای قصاب بذار بره...

ٻسمـِ‌ࢪَبِالنّۅرِو‌الذیخَلق‌اڶمَہـد؎...دعوا شده بودآقا امی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط