{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
پاییز
عطر تلخ پیراهن مردی ست
پیچیده در
خیابانی بی عبور!
و درختی ست
که باد
لانه ی گنجشک هایش را
ویران کرده است
و زنی ست
به خیابان رفته
تا غرق در
عطر تلخی که دوست دارد
برای گنجشک ها دانه بریزد!
دیدگاه ها (۶)

ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانتیا مثل یک...

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار یک عاشـق و دیـوانه و بیمار...

نمی دانم چشـــــــمــانتـــ با مــــــن چه میکند!!!فقط وقتی ...

پروانه چو بر روی تو بنشست، دلــم ریخت.... چون باد به گیسوی ت...

Again , with a silver necklace

دستانم در دستان تو جوانه خواهند زد و سبز خواهد شد بهاران در ...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط