{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ¹

امروزم با صدا زدنای مامانم بلند شدم چشامو باز کردم یه راست رفتم دستشویی و کارامو کردم بعد رفتم پایین مامانم رو دیدم که داشت صبحانه رو حاضر میکرد. اون واقعا توی وضعیت سختیه. اون بعد رفتن بابا از دنیا یه راست میره سرکار تا پول خورد و خوراک من و کوک رو در بیاره. جونگکوک برادر کوچیکترمه بله اسم من جئون جوییه رفتم پشت میز صبحانه نشستم و دیدم همون لحظه کوک هم تلو تلو خوران اومد روی صندلی نشست. موهاش پریشون بود و چشماش باز نمیشدن واقعا کوک به پسر بامزه و کیوت بود. ( علامت جویی+ علامت کوک & علامت مامان جویی و کوک /)
+صبح بخیر کوچولوی کیوت😂
&صبح بخیر اونی
/خوب خوابیدین عزیزانم؟؟
+اره اوما
/خداروشکر.... اهان راستی جویی
+جانم؟
/من قراره برای کار جدید برم به خارج از کشور سر سه ماه برمیگردم مراقب خودت و کوک باش
&اوما میشه نری؟؟ (مظلومانع)
/نه پسرم باید برم
+مامان لطفا تنهامون نذار
/تو دیگه بزرگ شدی باید خودت تنهایی زندگی کنی منم زود بر میگردم
&هوف باشه اوما
/افرین پسرم
+باشع... حالا کی میخوای بری؟
/امشب دوستم میاد دنبالم تا باهم بریم
+باشع

واسه پارتای اول و دوم و.... شرط نداریم ولی خودتونو واسه پارتای بعدتر اماده کنید😂🤌

امروز اولین باره که مامان تنهامون میزاره کمی استرس داشتم و همینطور ناراحت بودم. اون خیلی داره به خودش سخت میگیره باید در نبود مامان یه کار درست و حسابی پیدا کنم.
دیدگاه ها (۴)

پارت ²( فلش بک بعد از مدرسه)مدرسم که تموم شد یه راست رفتم دن...

#ILoveYouJimin #نفر_بعدی_در_کار_نیست

عاممممم خب بچها هیچی به ذهنم نمیرسه 🥲 اصلا نمیدونم چی بنویسم...

وقتی دوست پسرته و خیلی غیرتی و سخت گیره و یروز میبینه تو با ...

پارت اول ❤️اولین فیکم به نام تنها یار ❤️ویو ایزوکوامروزم با ...

اشتباه من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط