{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانــه شدمــ...وقـتیــ دیــدم☜دسـت بـه سـینـه ایستادهــ

دیوانــه شدمــ...وقـتیــ دیــدم☜دسـت بـه سـینـه ایستادهــ بــود☞آخــه تـــمـــام راه را برای آغــوشــش دویــده بودمــ.........
دیدگاه ها (۱)

like

:-)

اوخیـــ..چه دروغی گفتاا..;-)

kh kh kh

پارت ۲۱صبح، وقتی بیدار شدم، یک نامه روی میز بود.دست‌خط پدرم ...

☆به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدمکمندِ عقل بُگسستم ...

آخه فرق ما و بقیه ارمیا چیه دیگه نتونستم تحمل کنم خودم دست ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط