{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لَبخنـ(ـد زدے^~مَݩ خندیدَم^^~

لَبخنـ(ـد زدے^~مَݩ خندیدَم^^~
تو مُشتـ^ زدی^مَݩ جنگیدَم...^^~>

#_sdy
دیدگاه ها (۷۲)

تو حـ(ِس^^~ کردےمَݩ فهمیدَم^^~نزدیکِتم^^ بِت چَسبیدَم^~>#_sd...

-زندگے ^همَش ^•... عِشق و عآشِقے^^نیست!^|•#_sdy

بَعد^ تومنو^~ الکل^ خورد^^»|•#_sdy

رفتیُ^ حِص در کُل^ مُرد^^»|•#_sdy

من با همه دختر بودنمحساس بودنمشکننده بودنم برایت جنگیدمتو با...

Part 35:ALEXANDER: ...اولین بوسه ما بود،وای که چقدر چسبید !ه...

Part 21 — No escape "탈출 불가"یه لبخند محو نشست رو لب‌های فلیکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط