درد یک پنجره را
درد یک پنجره را،
پنجره ها
می فهمند.
معنی کور شدن را،
گره ها
می فهمند.
سخت بالا بروی،
ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا،
سرسره ها
می فهمند.
یک نگاهت
به من آموخت،
که در حرف زدن،
چشم ها بیشتر از،
حنجره ها
می فهمند.
آنچه از رفتنت آمد،
به سرم را فردا،
مردم از خواندن
این تذکره ها
می فهمند.
نه نفهمید کسی،
منزلت شمس مرا
قرنها بعد در آن،
کنگره ها
می فهمند
"محمدعلی بهمنی"
پنجره ها
می فهمند.
معنی کور شدن را،
گره ها
می فهمند.
سخت بالا بروی،
ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا،
سرسره ها
می فهمند.
یک نگاهت
به من آموخت،
که در حرف زدن،
چشم ها بیشتر از،
حنجره ها
می فهمند.
آنچه از رفتنت آمد،
به سرم را فردا،
مردم از خواندن
این تذکره ها
می فهمند.
نه نفهمید کسی،
منزلت شمس مرا
قرنها بعد در آن،
کنگره ها
می فهمند
"محمدعلی بهمنی"
- ۲.۱k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط