{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه هایت زیرکانه خنده هایت سرسری ست

گریه هایت زیرکانه خنده هایت سرسری ست
چهره ات آرام اما شیوه ات افسونگری ست

شادی ات با دیگران و گریه هایت سهم من
چشمهایت با من اند اما دلت با دیگری ست

دل اگر خوارزم چشمانت به آتش می کشند
جرم چشمان تو و چنگیز خان ویرانگری ست

دوست از دشمن نمایان نیست، در این رزمگاه
مهره های بازی شطرنج تو خاکستری ست

تا که چشمانت جهان را پادشاهی می کنند
این رعیت را کنار تو مقام سروری ست

زنده کن این مرده را با گیسوان عیسویت
حایل اعجاز تو تا من، فقط یک روسری ست

زشت و زیبا، داستان تلخ و نا فرجام عشق
قصه ما هم به نوعی قصه ی دیو و پری ست
دیدگاه ها (۳)

خدایا....دریافته ام کسی که می گوید " برایم دعا کن ..."..از ر...

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ …ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ …ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ …ﻭ...

غزلی تازه نوشتم غزلی تازه براتتا بخوانی و بگویی: به فدای غزل...

کاش می شد خنده را، تکثیر کردکاش می شد اشک را، تبخیر کردکاش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط