~سرنوشت من چیست~
~سرنوشت من چیست~
پارت هفدهم
ادامه...
جونگکوک::ببینم تو..حق حق..واقعا منو دوست داری؟ حق حق(گریه)
تهیونگ::(تهیونگ که فکر نمیکرد جونگکوک هم عاشقش باشه سریع بغلش کرد)
تهیونگ::اره دوستت دارم اروم باش اروم باش من اینجام...تو منو دوست داری؟
جونگکوک::اره منم عاشقتم حق حق حق(گریه شدید)
تهیونگ::(صورت جونگکوک رو تو دستاش قاب کردو یه بوسه ای به لبش زد و گفت تا وقتی من اینجام کسی جرأت نمیکنه حتی دستشوبهت بخوره
جونگکوک::عاشقتم(پرید بغل تهیونگ جوری که تهیونگ
با دستش رونای پای جونگکوکو تو بغلش گرفتو و بوسه ی عمیقی رو شروع کردن)
پایان فلش بک
×حالا بریم سراغ نامجین×
فلش بک به یه روز داخل خونه ی جین
(جین)
نامجونو دعوت کردم تا بهش بگم که عاشقشم
ولی خواستم جور دیگه ای عشقم رو بهش بگم
(نامجون)
وقتی جین منو دعوت کرد خونش تا یه حرف مهمی رو بگه
البته به گفته ی خود جین خیلی مهمه رفتم ببینم که چی میگه
جلوی در بودمو زنگ در رو زدم
(جین در رو باز کرد و نامجونو راه داد تو)
نامجون::خب چی میخواستی بگی؟
جین::نامجون راستش...
ادامه...
پارت هفدهم
ادامه...
جونگکوک::ببینم تو..حق حق..واقعا منو دوست داری؟ حق حق(گریه)
تهیونگ::(تهیونگ که فکر نمیکرد جونگکوک هم عاشقش باشه سریع بغلش کرد)
تهیونگ::اره دوستت دارم اروم باش اروم باش من اینجام...تو منو دوست داری؟
جونگکوک::اره منم عاشقتم حق حق حق(گریه شدید)
تهیونگ::(صورت جونگکوک رو تو دستاش قاب کردو یه بوسه ای به لبش زد و گفت تا وقتی من اینجام کسی جرأت نمیکنه حتی دستشوبهت بخوره
جونگکوک::عاشقتم(پرید بغل تهیونگ جوری که تهیونگ
با دستش رونای پای جونگکوکو تو بغلش گرفتو و بوسه ی عمیقی رو شروع کردن)
پایان فلش بک
×حالا بریم سراغ نامجین×
فلش بک به یه روز داخل خونه ی جین
(جین)
نامجونو دعوت کردم تا بهش بگم که عاشقشم
ولی خواستم جور دیگه ای عشقم رو بهش بگم
(نامجون)
وقتی جین منو دعوت کرد خونش تا یه حرف مهمی رو بگه
البته به گفته ی خود جین خیلی مهمه رفتم ببینم که چی میگه
جلوی در بودمو زنگ در رو زدم
(جین در رو باز کرد و نامجونو راه داد تو)
نامجون::خب چی میخواستی بگی؟
جین::نامجون راستش...
ادامه...
- ۱.۰k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط