{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا ببوس ...

مرا ببوس ...
جوری که شکوه بکرِ ابرهای کوهستان را توی دستانم لمس کنم ...
چشمانم را ببندم ، گم شوم ... و خودم را در سکوتِ کویر ، میانِ گرمایِ آغوشِ تو پیدا کنم ،
مرا ببوس ...
آنقدر عمیق ، که تمامِ جانم مست شود ،
اشک شوق از چشمانم بریزد ،
و گونه هایم از شدت عشق تو ، تب کند ... !
مرا جوری ببوس ؛
که زمان ، میانِ التهابِ لب هایت متوقف شود ،
و من ... تا ابدِ همین ثانیه ، متعلق به تو باشم ...
می خواهم در انقلابِ بوسه ات ، منهدم شوم ،
پیکرِ بی جانم را میانِ امنیتِ بازوانت رها کنم ،
تو مالکِ تمامِ جانم باشی ،
و من ... سهمِ مطلقِ لب های تو ...
من برایِ حل شدن در تو آماده ام ...
مرا میانِ استحکامِ بازوانت بپیچ ،
و بدونِ هیچ مراعات و بهانه ای ؛
به اندازه ی تمامِ ثانیه های نبودنت ؛
ببوس ... ❤
دیدگاه ها (۲۰)

می خواهمت...مثل خواب دم صبح،پنج دقیقه بیشترش را...مثل لذت ها...

مثل صدایی که از نوار کاست ها ته ذهنمون مونده...مثل مزه ی انگ...

بعضی چیزا ماهیت و عنصرشون قشنگهمثلا بغل، اصلا تو بگو بغل زیو...

تا عشق" تویی" ...هیچ نخواهیم ز " دنیا " ...^_^ ❤

🍒🌱با دلم بازی نکن؛ من بی تو رسوا می شوم..آشنای غربت؛ اینجا و...

درود بهترینای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط