{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست

جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست
جدا مشو که مرا طاقت جدائی نیست

مدام آتش شوق تو در درون منست
چنانکه یکدم از آن آتشم رهائی نیست

وفا نمودن و برگشتن و جفا کردن
طریق یاری و آئین دل ربائی نیست

ز عکس چهرهٔ خود چشم ما منور کن
که دیده را جز از آن وجه روشنائی نیست

من از تو بوسه تمنی کجا توانم کرد
چو گرد کوی توام زهرهٔ گدائی نیست

به سعی دولت وصلت نمیشود حاصل
محققست که دولت به جز عطائی نیست

عبید پیش کسانی که عشق میورزند
شب وصال کم از روز پادشاهی نیست
دیدگاه ها (۲)

هر کجا باشی ، در آنجا ، یار..! می نازم به توبی شماران عاشقم ...

من آمده ام فاتح دنیای تو باشمتا گام نخستین به بلندای تو باشم...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

عاشق شده ام حال و هوایم خوبست درد است ولی درد برایم خوبست آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط