یکی نزد حکیمی آمد و گفت

یکی نزد حکیمی آمد و گفت:
خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت و بدگویی کرده!

حکیم با تبسم گفت:
او تیری را بسویم پرتاب کرد که به من نرسید؛ تو چرا آن تیر را از زمین برداشتی و در قلبم فرو کردی ؟

یادمان نرود ، هیچوقت سبب نقل کینه ها و دشمنیها نباشیم.
دیدگاه ها (۲)

دخترونه

زیباترین جمله شکسپیر برنده جمله طلا ثبت شده میگه؛شخصیت منوبا...

فردی به حکیمی گفتخبر داری که فلانی درباره ات چقدرغیبت کرده؟ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط