یکی از این روزها هم چشمامو باز میکنم آروم از زیر بازوی

🌱یکی از این روزها هم چشمامو باز می‌کنم آروم از زیر بازوی مامانم که غرق خواب ظهره میام بیرون، نقل‌هایی که قایم کردم زیر پشتی برمی‌دارم، عروسک و چادرمو میزنم زیر بغلم، دمپایی پلاستیکیم رو پا می‌کنم و میرم زیر درخت توت جلو خونه منتظر زهرا دختر همسایه میشینم تا بیاد و بازی شروع بشه...🌱


❄️پ.ن:۱۴۰۴/۱۱/۱۳❄️


📝 #هانیه #نوستالژی #شخصی
#ه_مثل_هانیه #نوستالژیک #خانواده
#آلفا #خاص #هنرمند
#کتابخانه_آلفا #شصتی_ها #هنرمندان
#قصر_عشق #هفتادیا #موسیقی
#نوشته #هشتادیا #طبیعت
#دلنوشته #آپارات #تنهایی
#هنر #ویژه
#تو_و_دیگر_هیچ #ویسگون #پست
دیدگاه ها (۰)

🌱‏آیا کسی آنقدر دوستت دارد که بگوید:"بشین برم برات چایۍ بیار...

🌱تو را میان اشعارم ، نهادمآن گاه که به لب های همه خوانده شوی...

🌱قدیما گرچه تلویزیونا سیاه و سفید بود عوضش زندگیا رنگی بود🌱❄...

🌱از سری باکلاس بازیهای دهه هشتاد داشتن ایشون توی خونه بود🌱❄️...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط