وقتی..
اوایل حاملگیهای و سرگیجه داری و وقتی از پله های خونه داری میای حالت بهم میخوره و سرگیجع میگری .بیهوش میشی
نامجون: عععععع ( میگفتی تو بغلش) ( دارو تو میریزه تو حلقت)
جین: ( تا دید داری میخوری زمین دستش رو زیر سرت میگیرع و میبرتت بیمارستان)
شوگا: اینقدر نگران میشه که هول میشه و گریه میکنه* ( اوخییی)
جیهوپ: الان تو بیمارستانید و منتظره به هوش بیای*
جیمین: گریه میکنه و میبرتت بیمارستان *
ته: از دستت گرفته بود پس مانع شد و دارو تو آورد*
کوک: داشت با تلفن حرف میزد و وقتی تو رو دید دوید سمتت*
نامجون: عععععع ( میگفتی تو بغلش) ( دارو تو میریزه تو حلقت)
جین: ( تا دید داری میخوری زمین دستش رو زیر سرت میگیرع و میبرتت بیمارستان)
شوگا: اینقدر نگران میشه که هول میشه و گریه میکنه* ( اوخییی)
جیهوپ: الان تو بیمارستانید و منتظره به هوش بیای*
جیمین: گریه میکنه و میبرتت بیمارستان *
ته: از دستت گرفته بود پس مانع شد و دارو تو آورد*
کوک: داشت با تلفن حرف میزد و وقتی تو رو دید دوید سمتت*
- ۲۲.۹k
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط