{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ᏢᎪᏒᏆ 4

ᏢᎪᏒᏆ 4
خودش رفت بالا.ولی من این پایین؛تو هوا سرد،تو تاریکی،تو درد بودم.
داشتم گریه میکردم‌.برای زندگیم،برای عشقی که به این مرد داشتم.برای خودم که قبل از این مرد،شوهر مامانم منو میزد.از همه طرف ضربه خوردم.با گفتن هزاران تا بدبخت به خودم خوابم برد.
صبح که بلند شدم روی صندلی خونی نبودم.توی سرما هم نبودم.روی تخت نرم و گرم بیدار شدم وقتی خودمو دیدم فهمیدم لباسام عوض شده بود.و بدنمم خونی نبود.انگار که رفتم حموم و اومدم.اونور تخت گرمتر بود.معلوم بود تازه تهیونگ بلند شده سرم رو از بالشت جدا کردم و بلند شدم رفتم داخل سرویس بهداشتی(چه مودبم🤣)بدنمو دیدم،کبود بود.بعضی جاها هم باند پیچی شده بود.هنوز باورم نمیشد دیشب منو تا حد مرگ زد.وقتی بیدار شدم،فک کردم خواب بوده.ولی نبود!کارامو کردم از اتاق رفتم بیرون با تهیونگ مواجه شدم.داشت صبحانشو راحت میخورد منو دید گفت:((
-به هرزه خانمم بیدار شد.
داشتم از تعجب میترکیدم!خدمتکارا هم جا خورده بودن از رفتارش.
-دست بزنید براش!
صدای دست زدناش دیوونم میکرد.که خدمتکارا هم دست زدن.بعضی هاشون ناراحت.بعضی هاشونم خوشحال که با پوزخند هم نگاهم میکردن.
واقعا بابت تاخیر ها ببخشید درس ها سنگینه متاسفانه❤
دیدگاه ها (۷)

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

رومان عشق پنهانی (پارت1)

منو ببخش پارت ۳

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

وقتی درسش بد بودو ..

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۶ دوباره از خواب بیدار شدم ج...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4«ویو ا.ت»کلیدو انداختم و وارد خونه شدم.لباسمو با ی...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط