{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم : " بالاخره که فراموشش میکنی ،

گفتم : " بالاخره که فراموشش میکنی ،
اینجوری نمی‌مونه ... "
نفس عمیقی کشید و گفت :
" یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره !
با اینکه نیستن ، با اینکه رفتن ،
ولی هیچوقت خاطره‌شون تموم نمیشه ! "
گفتم : ولی همین که نیستش ،
کم‌کم همه چی تموم میشه ...
گفت : " بودنِ بعضی از آدما ،
تازه از نبودنشون شروع میشه ...! "



ساعت بیست و دو : پنجاه و چهار دقیقه شبهنگام چهارشنبه هجده مهرماه 1397
1548
1542
دیدگاه ها (۱۵)

بچه هاااا فعلا برای پوستر باید وایسم تا محدودیت چت جی پی تیم...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

دوپارتی هیونجین

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 5ویو نامجون:چند روزی از اون شب گذشته...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³³...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند لحظه ساکت موند. اخمش هنوز ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁷﴿ویو راوی﴾ات آرام برگه را از روی زمین ...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸یک ماه بعد____________...

پارت بیست یکم《Custom kiss》 ×یونگی بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط