{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو هست خودم نوشتم تنهایی هم نوشتم خیلیم قشنگه خودم می

سناریو هست خودم نوشتم تنهایی هم نوشتم خیلیم قشنگه خودم میدونم ک محشره اگه درخواستی هم داشتید سناریو ب خودم بگید با ژانرش براتون بنویسم

سناریوی عشق گوزی

نویسنده:فرنیا/فرنی(فقط دوستای صمیمیم اجازه دارن بگن فرنی)


خب بریم ک داشته باشیم
ایکو ۲۳ سالشه و دوست دختره سانزو هس سانزو ۲۷ سالشه
////////////
ایکو:چ روز قشنگی با سانزو قرار دارم برم لباس بپوشم
رف لباساشو پوشید و شبیه عن شد
جلوی آینه:وایی چ قشنگ شدم سانزو منو قطعا میگیره
/////////////////
سانزو :چ روز زشتی راستی با ایکو چیز داشتم (یادم نی خ چی بود اسمش)
برم لباسامو بپوشم
رف لباساشو پوشید و شبیه گل شد(منظورم گل هست نه مواد)
جلوی آینه:وایی چقدر زشت شدم ایکو منو ببینه فرار می‌کنه نیاز نی بگیرمش

رسیدن ب کافه ی نمد چی(اسمو از ت کونم در نمیارم وقتی نمد اسمش چیه میگم نمد ن و بخونید کیــوونَم کیف میده)
سانزو :هدف شما از قبول کردن گذاشتن قرار چی بود
ایکو:برا اینکه بیای بگیریم(ت گوه ثگ خوردی پفیوز کیری کثکش کونی عبدل آبادی سانزو شوهر خودمه کثمغز)
سانزو:واقعا فک کردی من ت رو میگیرم؟
ایکو :مگ ب ت عه؟قزار گذاشتی باید بگیریم
سانزو:عشقم کشیده کثمغز قرار گذاشتم دلیل نمیشه بیام بگیرمت
ایکو:ت غلط کردی دقیقا پس برا چی قرار گذاشتی با من؟
سانزو:نمد از نویسنده بپرس
نویسنده:نمد میخاستم بدبختتون کنم🤣🤣🤣
ایکو:ولش ت باید منو بگیری
سانزو:کثمغز نیستم ت رو بگیرم
ایکو:اینطوری ک من میترشم مجرد میمونم‌༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩
سانزو:ب کث نویسنده
نویسنده:کث منو چیکار داری
سانزو: عشقم کشید
نویسنده: ب کیر ران
(صدای ران از ت درسشویی)چیکار من دارید
نویسنده :نمد
خلاصه بگذریم
ایکو :نههه ت منو باید بگیری
سانزو :نههه من ت رو نمی‌گیرم
ایکو میاد سانزو رو میزنه سانزو هم میگیره ایکو رو میزنه بعد
ایکو اون وسط میگوزه بعد سانزو خندش میگیره بعد برای قدردانی از کاری ک ایکو کرد و باعث شد سانزو بخنده میاد ایکو رو میگیره

تمام اینم عشق گوزی
ببینید میخاستم بدبختشون کنم دلم سوخت
دیدگاه ها (۷۸)

داشتم میمردم مامانم گف لباساتو بپوش بریم دکتر گفتم لباس چی ب...

معلومه ولی کیک شکلاتیش خوشمزه تره🤤

ب دوست جدیدت بگو ناناصم🤣🤣🤣🤣

وای خدا عاشق کیکم🤣🤣🤣

وقتی عضو BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط