{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که می رسد از کناره ها،

شب که می رسد از کناره ها،


گریه می کنم با ستاره ها،


وای اگر شبی زآستین جان،


برنیاورد دستِ چاره ها!
دیدگاه ها (۴)

ای لهیب غم آتشم مزن!!خِرمن ام نسوز از شراره ها، ما زاسب، نه ...

نه چشم دل به سویی،نه باده در سبویی، که تر کنم گلویی،به یاد آ...

وقتی که تو بمونی کنار من همیشه،دستای بی نصیبم پر از ستاره می...

تو شهری که تو باشی، می مونه این مسافر، دلخوش می شه به یک ...

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شبصحبت از جان پیمبر به میان...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتمکه شهیدان که‌اند این همه خونین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط