{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر گفت:«حدیثِ گُرگ و انسان است!»؛

برادر گفت:«حدیثِ گُرگ و انسان است!»؛
برادر گفت:«حدیث دشنه و جان است»؛
تنم لرزید!
دیدگاه ها (۳)

آن شنیدستی که در اقصای غوربار سالاری بیفتاد از ستور؟!گفت چشم...

زودتر از من بمیر، یک کم زودتر از من!تا تو آنی نباشی که مجبور...

در ظهر سرخ یک تابستان، در شَطِّ داس ها و دست ها طلوع خواهی ک...

از جورج برنارد شاو پرسیدند: آیا زنان باهوش همسران خوبی هم هس...

تهیونگ کجا بودی ندیدی برادر دستاش می‌لرزید😭

جان و تنم ♥️فدای وطنم 🇮🇷

شهادت مبارک برادر جان 😭🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط