{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در مصر باستان مردم مشغول عبادت بودند،

در مصر باستان مردم مشغول عبادت بودند،
که فرعون وارد شد تمامی حاضرین به خاک افتاده و تعظیم کردند،
به جز یک نفر که درگوشه ای ایستاده و با لبخند دیگران را نظاره میکرد،
فرعون برآشفت و فریاد زد:
کیست آن گستاخ که جرات نموده تمام عظمت مصر را به مسخره گرفته و ما را نادیده انگارد؟
کاهن اعظم آهسته درگوش او گفت:
بچه ی رشت است و به گنده تر از شما هم باج نمیدهد،
فرعون از جای خود نیم خیز شد و در چشمان او خیره شد و دستهایش را به رو چشمانش گزاشت و گفت:
آبراره قوربان.
دیدگاه ها (۴)

...1شب زيرمن بخواب 1عمرواسه ديگران تعريف كن!............"تبل...

صبح بخير همه

اينم به سفارش داداش گلم احسان خان

داشتم تو اتوبان ميرفتم ديدم يه بچه اي رو موتور خوابش برده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط