{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏او را راحت گذاشتم

‏او را راحت گذاشتم
نگفتم همه چیز درست می‌شود
‏برای آرام کردنش تلاشی نکردم
‏گاهی اوقات بهتر است
همه‌چیز را آن‌طور که هست رها کرد
‏اندوه را آزاد گذاشت
تا دوره‌اش را بگذراند .................
دیدگاه ها (۱)

خوشا رها کردن و رفتن،خوابی دیگر،به مُردابی دیگر ...........#...

هیجده سالم که بود مجبور شدم یک نفر رو فراموش کنم و چون بلد ن...

فراموشم مکن یا رب ز رحمتاگر غیر تو را من یاد کردم .......

پای شکسته گرچه به جایی نمی رسد ... آهِ شکستگان به اثر زود می...

من آزاد بودم؛ و همین، دلیل گم‌شدنم شد.بعضی زخم‌ها درد ندارند...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

پارت دو تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط