{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
از تاریڪیہ دستاے تو خیرے ندیدم
من بہ آخر قصہ دل بوسہ رسیدم
فریاد ڪشیدم ڪہ رهـا شم ز وجودت
خوشبخت شدم چون ڪہ تو رو دیگہ ندیدم...!!!
.
.
ترانہ از
#محمد_اڪبرجانی(یزدان).
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱)

★彡   Part 63 彡★ با برخورد شدید نور خورشید چشم هام رو باز کرد...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

#pain#P¹⁰⁰#Season²جونگکوک هم تکون نمیخورد و از تماشای چشمای ...

.......//برده ی زیبا//.......

پارت ۲

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۷" در آغوش رویای آبی ات "...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_52ورقه روی میز کنار تخت گذاش...

پارت یازدهیون: راست میگی( گریه )ته: دارم راستی میگم چرا گریه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط